تبليغاتX
اشرافیت دولتمردان - آقای هاشمی !!!کدام شرایط ویژه؟

اما هم اکنون هر کجا که هاشمي راه مي رود و يا کلامي بر زبان جاري مي سازد ، بوي ترس و دلهره تمامي فضاي انقلاب را مسموم مي سازد و اميد را در دلهاي مومنان ايران و جهان تا به منهاي بيست تنزل مي دهد . آقاي هاشمي در ايام ماضي به حکم ولايت فرماندهي جنگ ايران و عراق را بر عهده داشت ، او با راي اکثر قريب به اتفاق مردم مومن و انقلابي ايران ، سالها رياست مجلس و در نهايت رئيس جمهوري ايران اسلامي بود و ... و تمامي اين مسئوليت ها ، طي شانزده سال اخير ، کافي بود تا مردم ايران در باره عملکرد هاشمي رفسنجاني به قضاوت نشينند و تکليف او را در ادامه راه انقلاب ، روشن سازند . هاشمي در انتخابات مجلس ششم نفر بيست و يکم شد و به روايتي نفر سي و يکم ، و در نهايت در انتخابات سوم تير 84 ، شکست سنگيني را متحمل شد و « نه » بزرگ ملت ايران را با تمامي وجودش حس کرد ، لمس کرد و آنگاه تمامي دلدادگان انقلاب انتظار داشتند پس از سوم تير 84 ، آقاي هاشمي از خويش برون آيد و از گذشته و سياست هاي انحرافي خود تبري جسته و بار ديگر در دل مومنان خدا جاي گيرد .



 من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند. و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد. ما بايد براي پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزي كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم. و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم. ما اعلام مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و كشور ايران به عنوان يك دژ نظامي و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مباني عقيدتي و تربيتي اسلام و همچنين به اصول و روشهاي مبارزه عليه نظامهاي كفر و شرك آشنا مي سازد. ( صحيفه نور - ج 21 - ص 92 )

 

 

   از بدو تولد انقلاب اسلامي ايران ، آمريکا بي وقفه انقلاب ما را تهديد مي کند و اين بر همگان روشن است و جاي هيچ ترديدي هم در آن وجود ندارد و در اين راستا آمريکا از طريق جنگ سخت و جنگ نرم بخت خويش را بارها و بارها آزموده است و در اين ميان آنچه هرگز به جايي نرسيده ، تلاش هاي بيهوده آمريکا بوده است . اما آنچه در اين ميان حيرت آور است عکس العمل آقاي هاشمي رفسنجاني نسبت به اين تهديدات است او در روزگاري نه چندان دور ، آنزمان که پرچم انقلاب را بر دوش داشت ، اين قبيل تهديدات را « به وز وز مگسي در کنار گوش آدم » توصيف کرده بود و براي همين بود که هاشمي در دل و قلوب امت اسلامي جاي داشت و بر خود مي باليديم که او را در کنار امام داريم و وجودش را در سرزمين اسلامي ايران افتخار بزرگي مي دانستيم .
   اما هم اکنون هر کجا که هاشمي راه مي رود و يا کلامي بر زبان جاري مي سازد ، بوي ترس و دلهره تمامي فضاي انقلاب را مسموم مي سازد و اميد را در دلهاي مومنان ايران و جهان تا به منهاي بيست تنزل مي دهد . آقاي هاشمي در ايام ماضي به حکم ولايت فرماندهي جنگ ايران و عراق را بر عهده داشت ، او با راي اکثر قريب به اتفاق مردم مومن و انقلابي ايران ، سالها رياست مجلس و در نهايت رئيس جمهوري ايران اسلامي بود و ... و تمامي اين مسئوليت ها ، طي شانزده سال اخير ، کافي بود تا مردم ايران در باره عملکرد هاشمي رفسنجاني به قضاوت نشينند و تکليف او را در ادامه راه انقلاب ، روشن سازند . هاشمي در انتخابات مجلس ششم نفر بيست و يکم شد و به روايتي نفر سي و يکم ، و در نهايت در انتخابات سوم تير 84 ، شکست سنگيني را متحمل شد و « نه » بزرگ ملت ايران را با تمامي وجودش حس کرد ، لمس کرد و آنگاه تمامي دلدادگان انقلاب انتظار داشتند پس از سوم تير 84 ، آقاي هاشمي از خويش برون آيد و از گذشته و سياست هاي انحرافي خود تبري جسته و بار ديگر در دل مومنان خدا جاي گيرد .

 

 

 

   اما دريغا که هرگز چنين انتظاري جامه واقعيت به خود نپوشيد و هاشمي رفسنجاني همچنان بر سياست هاي انحرافي و يا بهتر است بگويم نسخه هاي کهنه و نخ نما شده « توسعه » که محصولي از بانک جهاني پول و صندوق بين المللي پول بود ، اصرار ورزيد . هر چند او در زمان تبليغات انتخاباتي سال 84 در برابر سوال خبرنگار صدا و سيما که وقتي از وي پرسيد : آقاي هاشمي در حال حاضر نظرتان در باره « تعديل اقتصادي » چيست ؟ هاشمي در پاسخ با تبسمي خاص گفت : « تعديل اقتصادي » متعلق به پانزده سال پيش بود و اکنون زمانه عوض شده است » . اما در اواخر سال 85 مردم ايران در يافت که هاشمي همچنان بر تعديل اقتصادي ارادت مي ورزد و سخت آن را در آغوش مي فشارد و همه ما به ياد داريم که رسانه هاي هاشمي رفسنجاني آنچنان بر احمدي نژاد انقلابي تاختند که همگان حيرت رده شدند و کميته ايکس بشدت بر فعاليت تهوع آور خود شتاب بخشيد و شايعاتي از قبيل ، بيماري رهبر معظم انقلاب ، عدم پذيرش احمدي نژاد توسط رهبري و سياست هاي انقلابي رئيس جمهور محبوب ايران ، بخصوص در رابطه با سياست هاي خارجي دولت انقلابي مورد چالش علف هاي هرز پيرامون هاشمي رفسنجاني قرار گرفت و اين چنين بود که هاشمي از راه انقلاب به چاله هاي غير انقلابي افتاد و از چاله ها نيز به چاه ، چه او هرگز مرزهاي خود را با سينه چاکان آمريکا و انگليس روشن نساخت و بدتر از همه سعي فراوان نمود تا « سوره » هاي انقلاب را ببندد و « شهر وندان امروز » را در « هم ميهن » و « شرق » در صدر نشاند ، تا شايد فرجي حاصل گردد.
   اما غافل از آنکه او طي شانزده سال اخير و با عملکرد آمريکا شاد کن خود ، تمامي پل هاي پشت سر خود را خراب کرده و به صورت چشم گيري مقبوليت خود را در ميان مردم از دست داده بود . چه او رفيق مکتب ديد گان اقتصادي آمريکا و شريک سياست ورزان بريتانياي کبير ! شده و با برنامه « توسعه » خود ، بهشتي را به ما نشان داد و اما ، ما را رهسپار جهنم ساخت . جهنمي که ايده هاي « عدالت » در آن پر پر مي زد . با اين حال آقاي هاشمي هرگز از خود نپرسيد ، مگر سازمان تجارت جهاني و يا صندوق بين المللي پول و بانک جهاني به سر کردگي آمريکا ، با تزهاي جان مينارد کينز و دولت رفاه ! آن ، چه دسته گلي بر سر ملت هاي مظلوم جهان زده است که ما از چنين قافله اي عقب مانده ايم . ترکيه در لجن زار ي بنام فساد غوطه مي خورد و عجيب آنکه از محل عشوه زنان خود ، به اندازه در آمدهاي نفتي ايران اسلامي ، دلار هاي سبز جذب مي کند و سنگ بناي چنين شيوه زشتي را مي توان در رسانه هاي دوران آقاي هاشمي و صد البته در دوران آقاي خاتمي به وفور يافت و اگهي هاي الوان آن را به عيان ديد و اما سوال ملت شجاع ما از سياست ورزان دوران تعديل ، جامعه مدني و مروجان انقلابات مخملين و الخصوص از هاشمي رفسنجاني اين است که ، آيا روا بود که پدران شهيد و مادران شهيد و فرزندان شهيد ، در چنين فضاي چندش آوري تنفس نمايند . و شمال و جنوب ايران را به بستري براي عيش و نوش سرمايه سالاران غرب هموار سازند ؟
   و يا همه ما به ياد داريم که در هنگامه اشغال عراق توسط آمريکا ، حسني مبارک بي غيرت نود هزار زن مصري را براي دل مشغولي سربازان آمريکايي روانه سرزمين کربلا ساخت تا جامعه باز آمريکايي را در ذهن سربازان مزدور آمريکايي باز سازي کند . آيا اين است نظم نوين جهاني و خاور ميانه جديدي که سران و سردمداران آمريکا و انگليس ، به دنبال « توسعه » آن هستند .
   با اين همه اکنون هاشمي رفسنجاني سوداي سر بالا دارد و با تمامي توان خود عزم بازگشت به قدرت را در سر مي پروراند و با کارگزاران خود پرچم « اعتدال » را بر افراشته تا « راه سوم » آنتوني گيدنز ، تئوري پرداز توني بلر و بوش پسر را در رسانه هاي خود ترويج و تبليغ مي نمايد و از سر ترس شرايط ايران اسلامي را « ويژه » مي خواند و مديران انقلابي احمدي نژاد صادق و بي ريا را لايق حاکميت ايران اسلامي نمي داند . چرا که مي ترسد احمدي نژاد ، نا کجا آباد دولت رفاه جان مينارد و راه سوم آنتوني گيدنز را که هاشمي رفسنجاني طي شانزده سال اخير باغبان بي رياي ! آن بوده است به شخم زاري براي بوش پسر تبديل سازد و طرحي نو در اندازد ، طرحي که در آن شجاعت موج مي زند و ملت هاي مبارز جهان ، از آمريکاي جنوبي گرفته تا افغانستان و عراق و بحرين و مصر و ترکيه و ... جان شيرين خويش را بر طبق اخلاص نهاده اند تا آن را براي زيستن در فضايي ويژه و عاري از تظلمات آمريکا و انگليس تقديم « ولايت » خدا نمايند و اين آن چيزي است که هاشمي رفسنجاني از فهم آن هميشه عاجز بوده است .
 

نوشته شده توسط مصطفی  در ساعت 16:29 | لینک  |